سررسید شخصی

OPEN TO THE PUBLIC

سررسید شخصی

OPEN TO THE PUBLIC

۱۲۳ مطلب توسط «حسام محرابیان» ثبت شده است

مادر مسلمانان بود ،

اما آنقدر مظلوم شد که حتی اسمش هم در میان فرزندانش غریب شد.

مادر خواندنش که هیچ، پیشکش بعضی ها !

سررسیدن حوصله ی دل من است،تک تک خط خطی های این سررسید... .

 

بعد از یک سال دوباره آمده بود و حالا زمان میزبانی بود.

باید سنگ تمام میگذاشتم ...

پی نوشت:

نکند بگذرد از خانه مکدّر رمضان... .

بعد از چندین هفته تلاش، بالاخره دیدمش !

اما کاش نمیدیدمش!

پریسایم ،اژدر از آب در آمد !

تو که از خوب بودنت کم نمیشود !

پس سری بزن به این من بد!

دستش را بست تا بهمان بفهماند، ما میتوانیم (خوب شویم)!

و ما در عوضش ثابت کردیم،

که ما میتوانیم (حتی در غیابش هم گناه کنیم).

 

 

یک ماه که نه،

قرارمان هر سال بود و حالا ...!

حالا حتی این یک ماه هم از دست دادم.

پی نوشت:

خواستم غلام تو باشم تمام عمر،

دنیا خلاف آنچه که میخواستم گذشت ... .

خدا ما را به مهمانی خود دعوت کرد ،اما ...

روحیات ما به این مهمانی  نخورد !

... پس به مهمانی شیطان رفتیم.

یک ماه بدون شیطان، روزه گرفتیم تا به خدا برسیم!
اما نمیدانم چه شد که بعد از یک ماه دوباره به شیطان رسیدیم!
چند سالی بود که دو دوتایش صفر شده بود و او،
حتی از ضربش هم خبر نداشت!
...تا عاقبت بر اسمش ضبدری خورد و استاد برایش صفر گذاشت!
پی نوشت:
حاسبوا انفسکم قبل أن تحاسبوا