- ۲۹ تیر ۹۲ ، ۱۹:۵۴
- ۰ نظر
مادر مسلمانان بود ،
اما آنقدر مظلوم شد که حتی اسمش هم در میان فرزندانش غریب شد.
مادر خواندنش که هیچ، پیشکش بعضی ها !
مادر مسلمانان بود ،
اما آنقدر مظلوم شد که حتی اسمش هم در میان فرزندانش غریب شد.
مادر خواندنش که هیچ، پیشکش بعضی ها !
بعد از یک سال دوباره آمده بود و حالا زمان میزبانی بود.
باید سنگ تمام میگذاشتم ...
پی نوشت:
نکند بگذرد از خانه مکدّر رمضان... .
بعد از چندین هفته تلاش، بالاخره دیدمش !
اما کاش نمیدیدمش!
پریسایم ،اژدر از آب در آمد !
دستش را بست تا بهمان بفهماند، ما میتوانیم (خوب شویم)!
و ما در عوضش ثابت کردیم،
که ما میتوانیم (حتی در غیابش هم گناه کنیم).
یک ماه که نه،
قرارمان هر سال بود و حالا ...!
حالا حتی این یک ماه هم از دست دادم.
پی نوشت:
خواستم غلام تو باشم تمام عمر،
دنیا خلاف آنچه که میخواستم گذشت ... .
خدا ما را به مهمانی خود دعوت کرد ،اما ...
روحیات ما به این مهمانی نخورد !
... پس به مهمانی شیطان رفتیم.